سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۷
نظرات: ۱
۱
-
[پیام فضلی‌نژاد] رازهای رهبریِ مردم درباره مقاومت و جمهوریت

حفاظت از دیالکتیکِ مقاومت و جمهوریت، نه فقط وظیفه حکمرانان، بلکه رسالت مشترک همه ماست؛ پیش از آنکه فرصت از دست برود و تاریخ، بار دیگر، ما را به آزمون سخت‌تری فراخواند. پس باید «رهبریِ مردم» را پاس داشت.

پیام فضلی‌نژاد - روزنامه اطلاعات: نبرد خونین ما وارد سومین هفته سرنوشت‌سازش شده است. دشمنان ایران با محاسبات دقیق و مدل‌های استراتژیک خود پیش‌بینی می‌کردند که کشور تحت فشار همزمان تحریم ویرانگر، حمله خارجی و شهادت رهبری، به سرعت از درون متلاشی شود و به «تسلیم» یا «انفجار اجتماعی» برسد. اما آنچه رخ داد، دقیقاً نقطه مقابل این برآورد بود: مردم نه تنها نشکستند، بلکه در ده روز نخست جنگ و در فقدان فرماندهی کل قوا، کشور را رهبری کردند، خطوط دفاع مدنی، شهری و خیابانی را مستحکم ساختند و همه معادلات را بر هم زدند.
اکنون پرسش بنیادی این است: چرا در لحظه اوج تهاجم خارجی، وقتی فروپاشی یک ملت تقریبا قطعی به نظر می‌رسد، اغلب مردم ناگهان چشم بر مصائب و اختلافات می‌بندند و برای بقای ایران متحد می‌شوند؟

۱- این همان معمای باطنیِ تاریخ است که متفکران بزرگ، از ابن‌خلدون تا ویل دورانت و آرنولد توین‌بی، آن را کاویده‌اند. دورانت این مقاومت را از اسرار ایرانیت و محصولِ «آبشاری از تمدن» در طول حیات ایران می‌داند؛ مردمی که در تاریک‌ترین لحظات، سازنده یک «اراده جمعیِ مرموز» هستند و تاریخ را از دل فاجعه بیرون می‌کشند.

همچنین به اعتقاد توین‌بی، وقتی تهاجم بیگانه به اوج می‌رسد، جامعه‌ای که «پاسخ خلاقانه» می‌دهد، نه تنها بقا می‌یابد، بلکه به مرحله‌ای بالاتر از رشد می‌رسد؛ و خلاقیت ایرانی نیز همیشه از دل جنگ‌ها، دوباره عصری طلایی برای تمدن خود ساخته است. با روش ابن‌خلدون، این همبستگی را شاید بتوان نوعی از «عصبیت» تفسیر کرد: اتحادی که در لحظه تهدید خارجی، از دل سختی و نگرانی زاده می‌شود و کشور را از سقوط حتمی نجات می‌دهد. این تهدید فرد را از خودپرستی بیرون می‌کشد و به جمع پیوند می‌زند. چنین پیوندی، یک «عرفان مبارزه‌جو» را که آمیخته با کهن‌ترین عناصر ایرانیت و اسلامیت است، در روح خفته ما بیدار می‎‌کند.

۲- تاریخ مقاومت ایرانیان، رازهای «رهبریِ مردم» در لحظه تهاجم خارجی را بارها ثبت کرده است. مردم طبرستان با رهبری اسپهبدان بومی، حملات مکرر اعراب در زمان خلافت عباسی را برای بیش از دو قرن دفع کردند و استقلال منطقه خزر را حفظ کردند. در اوایل قرن هفدهم، مردم ساحلی جنوب با محاصره چند هفته‌ای هرمز، قلعه پرتغالی‌ها را فتح کردند و کنترل خلیج فارس را بازپس گرفتند. 

در دوران صفوی، ایستادگی ایلات و مردم عادی در برابر عثمانی، سرزمین‌های اشغال‌شده را دوباره به ما برگرداند. 

در جنگ جهانی اول، مقاومت فعال مردم در برابر قحطی بزرگ و غارت عظیم، بقای سیاسی و فرهنگی کشور را تضمین کرد. در جنگ هشت‌ساله با عراق، بسیج گسترده، خرمشهر را آزاد کرد و ایران را از تجزیه نجات داد. وانگهی، در اسفند ۱۴۰۴ همین نیروی مردمی کشور را در جنگ از خلأ فرماندهی عبور داد و همانطور که رهبر انقلاب در اولین پیام خود نوشتند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» این دقیقاً همان عصبیتِ ایرانی و مقاومت خلاق است که در خلأ قدرت رسمی، نیروی اجتماعی را به «رهبری پنهان» برای دفاع مدنی از کشور تبدیل کرد.

۳- رهبریِ مردم در این جنگ، به دیالکتیک جدیدی میان «مقاومت» و «جمهوریت» شکل داده که نه فقط واکنش به یک تهاجم خارجی، بلکه تحقق عملیِ جمهوریت است: یعنی مشارکت واقعیِ همه در سرنوشت کشور با محور حفظ تمامیت ارضی. بنابراین، مقاومت ملی و دینی، مقوم جمهوریت است، نه سرکوب‌کننده آن؛ و جمهوریت نیز سازنده مقاومت است، نه تهدیدکننده آن. 

مردم با تزریق این انرژی بزرگ، مشروعیت و سرمایه اجتماعی جدیدی برای کشور ‌آفریدند و بنابراین حق دارند که ثمره آن را نیز در آینده ایران ببینند. این دیالکتیک جدید، می‌تواند مقاومت و مشارکتِ جمهور مردم را در یک تعادل ارگانیک قرار ‌دهد و هجده روز اخیر نیز نشان داد وقتی جمهوریت در میدان جنگ به یک نیروی زنده تبدیل می‌شود، چه قدرت عظیمی را می‌سازد که تا پیش از این تصورش نمی‌رفت.

۴- جنگ هنوز ادامه دارد، اما پیشاپیش باید برای فردای پس از جنگ هوشیار بود و همیشه جوامعی برنده‌ نهایی‌اند که آینده‌نگری می‌کنند: مقاومت، اگر روزی به عنوان ابزار تضعیف جمهوریت عمل کند – همان‌طور که در برخی دوره‌های تاریخ رخ داده– سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند و نظام را در برابر تهدیدهای آینده آسیب‌پذیر می‌سازد. اما اگر مقاومت را به عنوان مقوم جمهوریت صورت‌بندی کنیم، یعنی مقاومتی که مشارکت واقعی مردم را نه محدود، بلکه گسترش دهد؛ و مشارکتی که اقتدار را نه از بالا به پایین، بلکه از دل جامعه به بالا بجوشاند؛ آن‌گاه این دیالکتیک به سپر واقعی ایران در دنیای پساآمریکایی تبدیل می‌شود. 

این نقطه طلایی تاریخ امروز است. از این رو، نباید اشتباهات پس از جنگ دوازده روزه تکرار شود و با غفلت از این دیالکتیک، نارضایتی‌ها انباشته‌تر گردد تا دوباره شاهد شورش دی‌ماه و حوادث پیش از جنگ دوم باشیم. اگر قدر این سرمایه جدید دانسته نشود، اگر پس از رفع شرایط اضطراری، به جای تقویت پیوندهای اجتماعی و سیاسی نوین، به سمت سیاست‌های انقباضی برویم، همه آنچه که در این روزهای آتشین با خون و جان مردم حفظ شده، به باد خواهد رفت. 

حفاظت از دیالکتیکِ مقاومت و جمهوریت، نه فقط وظیفه حکمرانان، بلکه رسالت مشترک همه ماست؛ پیش از آنکه فرصت از دست برود و تاریخ، بار دیگر، ما را به آزمون سخت‌تری فراخواند. پس باید «رهبریِ مردم» را پاس داشت.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • گوا.تقی.زاده.خامسی IR ۰۵:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۶
    مقاومت.ودفاع همیشگی.ابدی.ادامه.خواهد.بیاری.حق

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی